تبلیغات اینترنتیclose
آتش‌بساز از شاعر چشمت بگذار سهمم ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

آتش‌بساز از شاعر چشمت بگذار سهمم سوختن باشد
در جشن گندمزار موهايت شعله هم آغوش گون باشد

وقتي شنيدم حرفهايت را در گوشه‌ي زندان تنهائيم
باور نمي‌کردم که پشت آن دل زخمه‌ي يک گورکن باشد

حالا کفن تن پوش شعرت شد با يک گلايل زير هر بيتش
تا شاعر چشمان باداميت يک اسکلت در پيرهن باشد

آلزايمر مزمن ... غزل، سيگار يادم نمي‌آيد چه مي‌گفتم؟؟
اصلن ولش کن بگذر و بگذار مظلوم تاريخ تو زن باشد

مشتي گلايه يک نگاه سرد، يک فحش بي پرده، عبوري تلخ
در کلبه‌ي شبهاي ويرانت يادآور عشقت به من باشد

در کاليِ اين تازه ناوارد فکر اجاق خانه‌ي خود باش
هيزم بساز از شاعر چشمت بگذار سهمم سوختن باشد

 

 

سيد هادي نژادهاشمي

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-3 , | بازديد : 174