تبلیغات اینترنتیclose
فرهاد و جمعه هاي پر از درد و اضطراب ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


فرهاد و جمعه هاي پر از درد و اضطراب
يک مشت زخم کهنه و آينده اي که خواب-

مي بيند از هميشه ي تکرار بگذرد
در اتفاق مبهم يک مشت قرص خواب

امشب اسير وحشت يک حس آني ام
زل مي زنم به خود کشي ماه توي آب

دنياي بوف کوري و مرگ دقيقه ها
دارد مرا به شکل بدي مي دهد عذاب

با من غريبه مي شود همزاد شاعرم
تنها کسي که مانده برايم در اين سراب

وقتي تمام قطب نما هاي اين جهان
چرخيده سمت بي کسي و اشک، التهاب

ديگر ميان فلسفه ي مرگ و زندگي
چيزي نمانده جز شبحي توي رختخواب

فرقي ندارد اينکه بگوييد مرده است
يا زنده در کشاکش اين جبر و انتخاب

انسان بدون عشق عقابي است در قفس
محصور ميله هاي غم انگيز اضطراب !!!

 


سيد هادي نژادهاشمي

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-4 , | بازديد : 163