تبلیغات اینترنتیclose
از خودت دور کن آشفتگي و نسيان را ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


از خودت دور کن آشفتگي و نسيان را
مردم در غم نان مانده ي سرگردان را

تا به کي سنگ صبور همه باشي و خودت
سر به ديوار بکوبي غم بي پايان را

ميش خو کرده به گرگيت هم جرم گله
مي درد آخر سر خواب خوش چوپان را

بگذر از دغدغه ي فهم در اين آدمها
بارشت باغ پر از گل نکند زندان را

کر به فرياد تو بيدار نخواهد شد ...نه
(غايت جهل بود مشت زدن سندان را)

چونکه پاييز پرستند درختان در باغ
گل کجا يک تنه نوروز کند آبان را؟

بره گي خصلت هر قوم شود نابوديست
اين صفت عاقبتش گرگ کند سلطان را!!

هر چه هم ابر بباريم به مرداب آخر
به لجن مي کشد آلودگي يش باران را

دل به اين مردم صد رنگ دغل باز نبند !!
چونکه خواهند شکست آخر سر پيمان را

 


سيد هادي نژادهاشمي

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-4 , | بازديد : 176