تبلیغات اینترنتیclose
من را شبيه حادثه اي مرده يک شب ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


من را شبيه حادثه اي مرده يک شب درون پيله تصور کن
يا خسته از مرارت کوچيدن در انزواي ميله تصور کن

عشقت شروع بازي تلخي بود که ختم يک تسلسل باطل شد
دراول و در آخر اين بازي من را هميشه تيله تصور کن

مغرور و مست دختر خان بودي من بچه رعيتي که پي گله
در شأن خود ندانمو در حد ِ: چوپاني ِ قبيله تصور کن

باران هميشه سهم دل من شد لبخند قسمت تو و لبهايت
در انفجار دل خوشي ات من را در حکم يک فتيله تصور کن

دنيايمان شبيه به جنگل بود وحشي ? رها?تو بودي و اهلي من
تو غرق شور و لذت و آزادي من را ته طويله تصور کن

باشد برو دوباره برو ديگر اين قصه را به خاطره ات بسپار
پرواز را تو سهم خودت بردار من را اسير پيله تصور کن

 

 

سيد هادي نژادهاشمي

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-4 , | بازديد : 146