تبلیغات اینترنتیclose
پک عميق به سيگار و خس‌خس ريه‌ها ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پک عميق به سيگار و خس‌خس ريه‌ها
مرا به شهر غمت مي‌برند قافيه‌ها

زمان براي من اينجا حوالي صفر است
زمانِ ساعتِ من در مدار زاويه‌ها

من از سکون به خلاء از خلاء به گوشه‌ي غم
رسوب مي‌کنم آهسته کنج ثانيه‌ها

تو مي‌پري و مرا نقطه مي‌شوي مبهم
تو مي‌پري و مرا مي‌بري به حاشيه‌ها

يهو مي‌افتي و آهسته گم مي‌شي تو خودت
بدون اينکه بفهمي چرا تو رو ول کرد

تو مايه‌هاي کلاغي که از نفس افتاد
و فکر خونه رو تو قصه‌هاش باطل کرد

يه گوشه کنج دلش موند و ريشه زد تو خودش
شروع به خوندن دنياي تلخ ومشکل کرد

درون فلسفه تاريخ و انزوا حل شد
کنار رستم و هرکول‌ها، شواليه‌ها

هميشه دست يکي هست پشت هر خنجر
که زخم مي‌زندت در نقاب آسيه‌ها

تمام فکر تو درگير پرسش است ... ولي:
رها نمي‌شوي از انتحار فرضيه‌ها

واز تمام همه خسته مي‌کشي هر شب
تو باز روح خودت را به دوش قافيه‌ها

نيگا بکن که چي بودي و چي شدي بدبخت
و اون چو مفت تو رو خرج کرد و زايل کرد

ديگه نگو که برا عشق پاک مي‌ميري
که سادگي تو رو از بره گرگ غافل کرد

برا تمومي اين آدما که مي‌بيني
تو برکه‌اي که تو رو بايد از تهش گل کرد

و با رذالت پشت دو تا سلام قشنگ
تو رو واسه همه عمرت شکست و زايل کرد

 

 

سید هادی نژاد هاشمی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-5 , | بازديد : 222