تبلیغات اینترنتیclose
دارند حرف پشت سرم درمي‌آورند ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


دارند حرف پشت سرم درمي‌آورند
بي‌تو براي [عاطفه] مادر مي‌‌آورند

از بعد رفتنت سَرِ بازي كلاغها
انگشت‌هاي عشق مرا [پَر] مي‌آورند

پيراهن سپيد تو را لكه‌هاي ابر
در باد تكه تكه و پرپر مي‌آورند

رفتي بدون اينكه بپرسي تو از خودت
اين روزها چه بر سرم آخر مي‌آورند

اين روزها كه نام تو را كوچه‌هاي شهر
دائم كنار يك كس ديگر مي‌آورند

دارم كلافه مي‌شوم از زندگاني‌ام
از چشمها كه حوصله را سرمي‌آورند

هر شب از انتهاي تو در خواب‌هاي من
هي دسته دسته نعش كبوتر مي‌آورند

تو نيستي و خاله زنك‌هاي پشت در
بي‌تو براي [عاطفه] مادر مي‌آورند

 

 

سيد هادي نژادهاشمي

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-5 , | بازديد : 203