تبلیغات اینترنتیclose
يک اتفاق ساده، دو لبخند، باز کيش( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


يک اتفاق ساده، دو لبخند، باز کيش
يک شهر مهره‌هاي سياهِ روان پريش

دل مي‌زني شبيه قناري درون مشت
احساس گنگ دلهره را کنج قلب خويش

بايد که اعتراف کني در مقابلش
به اينکه مات کرده تو را شاعرانگيش

خانم اجازه يک نَ... نَ ... فر عاشقت شده
خانم اجازه يک نفر اينجا که روز پيش

در چشم‌هاي مضطربت بي‌قرار شد
تزريق عشق را به رگ سرد يک کشيش

مردي که توي زندگي بوف کوري‌اش
سي سال خورده از قِ بَـ لِ سرنوشت نيش

حالا تويي که مرهم تنهايي‌اش شدي
در شهر سايه‌هاي کمي گرگ، بره، ميش ...

بايد به سحر حادثه در عشق تن دهي
نه راه پس براي تو مانده نه راه پيش...



سيد هادي نژادهاشمي

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-5 , | بازديد : 302