تبلیغات اینترنتیclose
مي‌شوم بي‌قرار خشك و ترت رعشه‌اي ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

مي‌شوم بي‌قرار خشك و ترت رعشه‌اي روي سرد پاييزت
مثل برق ستاره‌ي سحري توي چشمان سبزِ تب/ريزت

پيچش ترمه هاي روسري يت با نگاه پريده‌ام وَر رفت
ماه خم شد کنار قامت من پيش احساس تُردُ و لبريزت

آمدم تا پرنده‌ات بشوم يك پرنده كمي پريشان‌تر
لاي موهاي لَخت و باكره‌ات لاي رنگ شرابي هيزت

باد مي‌آيد از نواحي دور تا گس ريسه‌هاي مهتابت
تا تب خوشتراشيِ بدنت زير شرم و مجاب پرهيزت

گيجي‌‌ات را به باورم بِـ سِپار بگذر از كومه‌هاي ترديدت
دست را حلقه كن به گردن من در تبِ اينچنين دل‌انگيزت

پا به پايم بيا كه گُم بشويم توي اين جاده‌هاي نامحدود
رد شو از اين كليشه‌هاي غلط، ترس‌هاي ضعيف و ناچيزت

رعد و برقي مهيب صاعقه‌اي! لحظه‌اي هم شيوع باران باش
تا ببيني چقدر پنجره هست عابر قطره قطره‌ي ريزت

 


سیدهادي نژادهاشمي

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-8, | بازديد : 339