تبلیغات اینترنتیclose
عاشق شدن تنها گناهم بود ( سید هادی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید هادی نژاد هاشمی )
شعر و ادب پارسی

سید هادی نژاد هاشمی



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


عاشق شدن تنها گناهم بود در كوچه‌هاي بي‌سرانجامي
در آرزويت ساده پژمردم با خنده‌هاي هرز بدنامي

يك عمر با حال و هواي تو پرپر زدم در آتش چشمت
اما برايم سوت پايانت اتمام بازي بود و ناكامي

مي‌دانم آري از همان اول عشق مرا بازيچه مي‌ديدي
نقشي براي خيمه شب‌بازي پشتي براي فتح هر بامي

خو كرده بودم به نگاه تو هر چند طعمي تلخ مي‌دادي
شاهين من مثل كبوتر بود در دستهاي تو به آرامي

مي‌آمدم، مي‌رفتم و هر بار در كنج لبهاي تو مي‌مردم
مثل شهيدي تشنه لب بي‌تاب، مثل شهيدي رو به گم‌نامي

با ديگري رفتي و ماندن را در فال‌هاي قهوه حل کردي
اين كار تو صدبار بدتر بود از هر چه زخم و ننگ و دشنامي

روزي به تو گفتم كه من بي‌تو غمگين‌ترين پايان دنيايم
مي‌ميرم آخر هم نمي‌فهمي! كي يا كجا يا در چه هنگامي

 

 

 سید هادی نژاد هاشمی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی نژادهاشمی-9 , | بازديد : 415